اندازه یه دنیا خسته ام و فقط مرگ ارومم میکنه.افسوس

/ 21 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عسل

الهی من فدات بشم خدا مرگ دشمناتو برسونه

فاطمه

منم حوصله ام از ین زندگی و بد بختیاش سر رفته

الین

دور از جونت نگران نباش[قلب]

محمد

نگو والا [اضطراب][رویا] http://deshka.persianblog.ir/

ماه

سلام تا قبل از وب گردی های این چند وقتم، فکر میکردم من بدبخت ترین و سختی کشیده ترین آدم شهرمون هستم، اما با آشنایی با افرادی که وضعیتی شبیه به حال خودم داشتن حالم خیلی خیلی بهتر شده.......... سحر جان هیچ وقت مشکلات ما به اندازه ی توان و محبت خدا بزرگ نیست پس ازش بخواه و بهش مطمئن باش و دیگه هیچ وقت حرف مرگ رو نزن... عزیزم هرچی مشکلاتمون بزرگتر بشن یعنی ما بزرگتر شدیم و آینده ای که در انتظارمونه روشن تره.... بعد دیگه اینکه من چند روزه دارم مینویسم (البته از نوع اینترنتی و متاسفانه غمگین) اگر با اجازه بدی دوست دارم به وبلاگ هم لینک بشیم و هی هرروز دوستتر..........

بهنام

سلام . من از همونام که گذری به وب شما اومدم این پستت منو وادارم کرد برات یه متناییی رو بنویسم . 1- نگرانی انکار وجود خداوند است 2- آنسوی دلتنگیها خداست 3- خدا منتظر ما بخواهیم 4- تصمیمات خدا خارج از قدرت درک ماست ولی در نهایت به صلاح ماست ببخشین امیدوارم به زودی زود حالتون خوب بشه . بالزم ببخشین قصدم نصیت نیست ابراز یه نظره . موفق باشین خدا پشت و پناهتون

ماه

واااای سحر جان چقدر جالب که تو دوتا قالب داری.................. من تا به جال بهش فکر هم نکرده بودم....

parimah

منم خیلی دلم گرفته امروز برای اولین بار در زندگیم از خدا مرگ خواستم

parimah

سحر جان سلام پریروز برات نوشتم ارزوی مرگ دارم. دیروز تصادف کردم توی سرعت بالا بدون کمربند شیشه ماشین هم پایین فقط میدونم که سرم به داشبورد و صندلی و شیشه جلو میخورد و خاک و زیرو رو میشدم صدای وحشتناک ترکیدن لاستیک و بعدش ماشین سروته شد و خاک بود و صدای مردمی که اون اطراف بودن اصلا فکر نمیکردم زنده باشم عینک و کلاه و گیر سرو موبایلم همه خورد و تکه تکه شدن ولی من فقط آرنج دست راستم دررفته نمردم با اینکه آرزوشو کرده بودم خدا یه فرصت دیگه به من داد تا اشتباهی رو که کرده بودم جبران کنم امیدورام بتونم به امید خودش [گل]

سحر

من 25 سالمه و هر خواستگاري مياد رد ميكنم چون اينقدر زندگي هاي از هم پاشيده ديدم كه ديگه ميترسم ازدواج كنم...واقعا اگر واسه حرف مردم و دل مامانم نبود حتي يك درصد هم به ازدواج فكر نميكردم.به اميد آدم شدن همه ي به اصطلاح مردها اسم وبم حرفاي عسلي..بياي خوشحال ميشم