سلام دوسته گلم ممنون که به وبلاگه من سر زدیلبخند فقط با عرض شرمندگی به کسای رمز میدم که اول اینکه وبلاگ دارن(یعنی کسای که وبلاگ ندارن تقاضای رمز نکنن و همچنین به اقایان محترم رمز داده نمی شود) و دوم اینکه اونای که توی وبلاگشون از سرنوشته زندگیشون نوشتن, اخه اونای که وبلاگشون معمولی هست رمز میگیرن و دیگه نظر نمیزارن یعنی سرنوشته زندگی من فقط مثله یه رمانه غم انگیزه و واسه سر گرمی می خونن و نظری نمیذارن .ولی خوب کسای دیگه چون سرنوشته زندگیشون رو مینویسن منو درک میکنن و کامنت میذارن ولی بقیه نه! پس خواهشا کسای که توی وبلاگشون سرنوشته زندگیشون رو نوشتن تقاضای رمز کنن.ممنون(نکته قابله توجه واسه خوانندگانه عزیز:ارشیو مرداد و شهریور و  نصفه های ارشیو مهر(یعنی 18 مهر) مربوط میشه به گذشته تلخم که چی شد که من به اینجا رسیدم و جلوی هر پست عدد مربوطه رو گذاشتم و یه سری از پست های این 3 ارشیو درد ودل هام و روزمرگی هام هست.بعد از پست 88 که توی ارشیو مهر هست کاریو که همسرم بعد از 5 ماه انتظار واسه اومدنش نباید انجام میداد رو انجام داد و باعث شد که توی وضعیتی که الان هستم باشم و جلوی پست های مهم رو علامت ستاره گذاشتم دیگه بقیه پست ها درد ودل و روزمرگی هست.این نکته واسه اینه که بدونید, گذشتم چی بوده و حالم چی هست)



تاريخ : پنجشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٤ | ۱:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()
تاريخ : یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳ | ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()

سلام امروز بعد از مدت ها گریه کردم! البته گریه چه عرض کنم هق هق بودافسوسبه خدا گفتم تو اصلا صدای منو میشنوی؟ یا میبینی منو؟گفتم وقتی تو منو دوست نداری منم دیگه دوستت ندارمناراحتبا مامانم دعوام شد خواستم زنگ بزنم وحید بگم بیا تکلیفم رو روشن کن ولی زنگ زدم به الین و باهاش درد و دل کردم.مرسی الین جونماچاما بعدش بازم گریه کردم .کلا امروز ازصبح تا شب کریه کارم گریه کردن بودگریهخدا منو گذاشته کنارافسوسوحید انشالله درد و بلای همه ی شوهرای خوب بریزه تنگه دله تو



تاريخ : یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳ | ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()

فردا میخوام برم دانشگاه,اصلا حوصله ندارم!  الان همش بهم گیر میدن پس عروسیت کی هست؟شوهرت رو دیدی؟چه حسی داشتی بعد 2 ماه دیدیشزبانهی میگن چرا شوهرت بهت کم اس میدهکلافهکلا حوصله ی هم اتاقی هام رو ندارم, دوست دارم تنها باشمافسوسهمش تقصیر مامانم شد,گفت:بگم که متاهلم اه بخدا هرموقع گوش دادم به حرفه مامانم بدبخت شدم,فکر میکنم مادره با تجربه از من عاقل تره درست میگه ولی خوب وقتی گوش دادم به حرفش یه جورایی شدناراحتقربونش بشم ولی خوب بعضی از راهکاراش قدیمی هست و جواب نمیده واسه زندگی امروزیناراحتدر کل تونستم میام سایته خوابگاه کامنت ها رو تایید میکنمبای بای



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۳ | ٦:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()
تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۳ | ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()
تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۳ | ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()
تاريخ : یکشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩۳ | ٢:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()
تاريخ : شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۳ | ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس