سلام دوسته گلم ممنون که به وبلاگه من سر زدیلبخند فقط با عرض شرمندگی به کسای رمز میدم که اول اینکه وبلاگ دارن(یعنی کسای که وبلاگ ندارن تقاضای رمز نکنن و همچنین به اقایان محترم رمز داده نمی شود) و دوم اینکه اونای که توی وبلاگشون از سرنوشته زندگیشون نوشتن, اخه اونای که وبلاگشون معمولی هست رمز میگیرن و دیگه نظر نمیزارن یعنی سرنوشته زندگی من فقط مثله یه رمانه غم انگیزه و واسه سر گرمی می خونن و نظری نمیذارن .ولی خوب کسای دیگه چون سرنوشته زندگیشون رو مینویسن منو درک میکنن و کامنت میذارن ولی بقیه نه! پس خواهشا کسای که توی وبلاگشون سرنوشته زندگیشون رو نوشتن تقاضای رمز کنن.ممنون(نکته قابله توجه واسه خوانندگانه عزیز:ارشیو مرداد و شهریور و  نصفه های ارشیو مهر(یعنی 18 مهر) مربوط میشه به گذشته تلخم که چی شد که من به اینجا رسیدم و جلوی هر پست عدد مربوطه رو گذاشتم و یه سری از پست های این 3 ارشیو درد ودل هام و روزمرگی هام هست.بعد از پست 88 که توی ارشیو مهر هست کاریو که همسرم بعد از 5 ماه انتظار واسه اومدنش نباید انجام میداد رو انجام داد و باعث شد که توی وضعیتی که الان هستم باشم و جلوی پست های مهم رو علامت ستاره گذاشتم دیگه بقیه پست ها درد ودل و روزمرگی هست.این نکته واسه اینه که بدونید, گذشتم چی بوده و حالم چی هست)



تاريخ : پنجشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٤ | ۱:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()
تاريخ : یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳ | ۸:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()

سلام دوستای مهربونم روز همگی مبارکماچ:بلاخره این اقا وحید یه تلاشی کرد ها !توی این 3 سال یه تکونی به خودش داد و امسال روز زن رو یادش بودخندههمین الان یه سربازی اومد در خونمون و یه برگه داد بهمون! اقا وحید با اعتماد به نفسه کامل باز شکایت کرده واسه عدم تمکینتعجبولی این بار وکیل گرفتهقهقههیه وقت جا نمونی از من؟تا من وکیل گرفتم تو هم وکیل گرفتی؟چه عجبی از جیبه مبارکت یه ذره میخوای خرج کنی شیطونمتفکرمرسی که به یادم بودی !هدیه ات خیلی به دلم نشست فقط فرقش اینه که از چشمم افتادی و فردا میرم واسه طلاق توافقی!من دیگه تا 20 مرداد که روز دادگاهه نمی تونم صبر کنم شرمنده عزیزم.



تاريخ : یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳ | ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()



تاريخ : شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۳ | ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()



تاريخ : شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۳ | ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()
تاريخ : یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳ | ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()

سلام امروز بعد از مدت ها گریه کردم! البته گریه چه عرض کنم هق هق بودافسوسبه خدا گفتم تو اصلا صدای منو میشنوی؟ یا میبینی منو؟گفتم وقتی تو منو دوست نداری منم دیگه دوستت ندارمناراحتبا مامانم دعوام شد خواستم زنگ بزنم وحید بگم بیا تکلیفم رو روشن کن ولی زنگ زدم به الین و باهاش درد و دل کردم.مرسی الین جونماچاما بعدش بازم گریه کردم .کلا امروز ازصبح تا شب کریه کارم گریه کردن بودگریهخدا منو گذاشته کنارافسوسوحید انشالله درد و بلای همه ی شوهرای خوب بریزه تنگه دله تو



تاريخ : یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳ | ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()
تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۳ | ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سحر | نظرات ()

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس